الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

66

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

و جدان عمومى بشر است ، نه تنها عوام كه همه خواص و همه فلاسفه در عمل چنينند و حتى جبريها در عمل اختيارى هستند « الجبريون اختياريون من حيث لا يعلمون » ! و جالب اينكه قرآن مجيد نيز كرارا روى همين مساله تكيه كرده نه تنها در آيات مورد بحث مىفرمايد : * ( فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّه مَآباً ) * : « هر كس بخواهد مىتواند راهى را به سوى پروردگارش برگزيند » . بلكه در آيات ديگر نيز روى مشيت و اراده انسان بسيار تكيه كرده است كه ذكر همه آنها طولانى مىشود تنها به سه آيه زير اكتفاء مىكنيم : إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً : « ما راه را به انسان نشان داديم خواه پذيرا شود و شكرگزار گردد يا مخالفت كند و كفران نمايد » ( دهر - 3 ) . و در آيه 29 سوره كهف مىفرمايد فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ : « هر كس مىخواهد ايمان بياورد و هر كس نمىخواهد راه كفر پيش گيرد » ( ولى بدانند ما براى كافران آتش عظيمى فراهم ساخته‌ايم ) . و نيز در آيه 29 دهر مىخوانيم : إِنَّ هذِه تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّه سَبِيلًا : « اين تذكرى است ، هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش انتخاب مىكند » . سخن درباره مساله جبر و تفويض بسيار طولانى است و در اين زمينه كتابها يا مقاله‌ها نوشته شده ، آنچه در بالا گفته شد تنها نگاهى به اين مساله از زاويه « قرآن » و « و جدان » بود ، و اين كلام را با يادآورى يك « نكته مهم » پايان مىدهيم : طرفدارى گروهى از مساله جبر تنها به خاطر پاره اى از مشكلات فلسفى و استدلالى نبوده بلكه عوامل مهم روانى و اجتماعى ديگرى بدون شك در پيدايش و ادامه اين عقيده دخالت داشته است .